تبليغاتX
شب آفتابی
 

قلبهامان  همچون خانه های مشرف به هم...

و ما هر دریچه ای را با پرده های ضخیم پوشاندیم

تا من ندانم در خانهء قلب تو چه می گذرد

تا تو نبینی در قلب من ...

                    و نامش را گذاشتیم

                                       - حریم دل

 و غافل شدیم

      که تاریکی دلهای ما

              از برکت پوشاندن  همان دریچه های مشرف به خانهء همسایه است.

 

تا  بعد...

 

ساحل |


 

در مرگ من نماز وحشت بخوان

- اگر خود دچار این مراسم اجباری!

که مرگ من پایان جهان است !

عبور پرستو از پهنهء تقویم !

سقوط واپسین برگ از پیچک دُگم ترین دیوار

 

بر لبانم گل سرخی بگذار

تا طعم بوسه های تو با من باشد

آن دم که استوار

از جاده های تفتهء دوزخ می گذرم!

 

در مرگ من بخند

که خنده های تو را دوست می داشتم

به جهانی که در آن گریستن ، ساده ترین عادت انسانها بود !

 

تا بعد ...

ساحل


سلام

 دوست خوبم احسان  از من دعوت کرده در یک بازی خطرناک شرکت کنم.

چرا خطرناک؟ چون من باید اینجا چندتا از صفات بد خودم را به عرض شما برسونم

والبته چندتا صفت خوب را 

منهم قبول کردم . امیدوارم بعد از خوندن این پست  چندتا دوست برام باقی بمونه

 

بدها

*  زود رنجم . اما سعی می کنم نشون ندم.

*  گاهی به شدت رُک  هستم و ملاحظهء طرف مقابل (و خودم ) را نمی کنم.

* خیلی زود و خیلی شدید وابسته میشم.

* اونچه در دلم می گذره به سرعت به زبان میارم .این بعضی وقتها خیلی برام دردسر ساز بوده.

* زود عصبانی نمیشم ولی وقتی هم میشم دیگه...

*   گاهی بیش از حد مغرورم و گاهی بی جهت فروتن

*  حسود نیستم اما چند وقته به چند نفر (اینجا) به خاطر نوشته های قشنگشون حسادت می کنم.

.

.

خوبها

*  مهربونم

*  صبرم زیاد ِ .

*  فکر کنم آدم قابل اعتمادی هستم برای اطرافیان و دوستانم و شنوندهء خوبی برای حرفهاشون

*  اهل قهر و قطع رابطه نیستم . (البته این گاهی خیلی هم بدِ )

* انتقاد پذیرم . اما انتقاد بی غرض را بهتر می پذیرم.

*   خیلی راحت با مسائل کنار میام و شرایط را اونطوری که هست می پذیرم .

.

.

خوب دیگه ، حالا باید چند نفر را بیارم تو بازی:

رزای خوبم . وبلاگ:هزار و یک شب

رضای عزیز. وبلاگ:من و هزار توی ذهنم

آلمای  عزیز. وبلاگ:دلتنگیهای من

نیروانای خوب. وبلاگ:رویای هیچ من

سفیر مهربان . وبلاگ:جایی دیگر ... شاید برای زندگی

 

تا بعد ...

 

ساحل |


 

 رو به سمت نور ایستاده ام

 دلم برای تک تک شما تنگ است

خوب که دقت کنی

کوک بریدهء باد  و

عطسهء بی هنگام حباب هم

همین را می گویند...

 

دلم به جا نیست

پایم به راه نمی آید

هنوز چیزهای بسیاری هست

که دوستشان دارم.

 

فدای فهم ستاره در ظلمت بی چراغ !!

 

من ... بعد از هزار سال  تمام حتی

باز  روزی مرده ام به خانه باز خواهد گشت...

تو از تنبوره زنانِ  توی کوچه نترس

نمی گذارم شبهای ساکت پاییزی

از هوِلُ ولای لرزانِ باد بترسی...!

هر کجا که باشم

باز کفن بر شانه از اشتباه مرگ می گذرم

می آیم مشق های عقب ماندهء  تو را می نویسم

پتوی چهارخانهء خود را

تا زیر چانه ات بالا می کشم

و بعد ...

یک طوری پرده را کنار می زنم

که باد از شمارش مردگان بی گورش

نفهمد که یکی کم دارد  !!

 

 

تا بعد...

 

ساحل |


نوشتن از حس و حال این روزها کار سختی نیست، برای منی که سالهاست نسبت به خودم

سخت گیر و بی رحم  بودم ، بی هیچ حسی از دلسوزی، گفتن از دردها و شکستنها آسونه.

اما...

حقیقتش را بخوای من از خدا خجالت می کشم .حتی تو خلوتم وقتی می خوام از زندگی و

سرنوشت و این همه درد و درد و درد ... شکایت کنم  ناگهان تصویر یک دوست یا یک لحظهء

شیرین جلوی چشمام میاد و بعد  به یاد میارم که همیشه هم درد نبوده  ،که همیشه هم

شکست نبوده ،که گاهی معجزه های زندگی درست  جلوی چشمهای خودم اتفاق افتاده

و من گاهی ندیده گذشته ام .

لابد فکر می کنی من آدم مثبت اندیشی هستم  .نه ... نه بیشتر از تو

فقط کافیه یک بار دقیق و منصفانه به زندگی و به مسیری که طی کردیم نگاه کنیم.

انگار داری به زندگی یک نفر دیگه نگاه می کنی .

یعنی حتی یک بار ، یک فرصت ، یک شانس، یک لبخند واقعی ... نبوده ؟

ما آدمها عادت کردیم روی اون نقطه های سیاه دقیق باشیم . و نقطه های سفید را نبینیم

یا کمتر ببینیم. باور کن این فقط یک عادته. 

دیپاک چوپرا میگه  : هر آرزو و هر فکری که حتی برای لحظه ای از ذهنت عبور کنه  انرژی کائنات

اون را به سمت خودت بر می گردونه. ساده تر اینکه اگه یه روز صبح بیدار بشی و با خودت بگی

امروز عاشق زندگی هستم  زندگی با تو عاشقانه رفتار می کنه ( البته عشق هم گاهی دردناکه)

یه چیز دیگه - تا حالا چند بار با خودت فکر کردی تحملت تموم شده؟

که دیگه ظرفیت نداری؟ که اگه فلان اتفاق بیفته از پا در میای ؟

بیا به خودمون نگاه کنیم . دقیق ... دقیق تر...

خیلی از اون اتفاقات افتاده و من و تو هنوز از پا در نیومدیم. هستیم  و داریم به مسیرمون ادامه

میدیم. ما قوی تر از اونی هستیم که تصور می کنیم . باور کن.

همین الان به خودت  یه نگاه دقیق بنداز . هر قدر مسیری که طی کردی سخت تر و ناهموارتر

بوده باشه ،سزاوار  احترام بیشتری هستی . برو جلو آینه و از خودت به خاطر صبر و بردباری  و

تلاشی که تا امروز و برای رسیدن به این نقطه کردی ،تشکر کن.( اصلا" خنده دار نیست )

بی آنکه بدونی، بیشتر از آنچه فکر می کنی ، سزاوار تقدیر و تشکری از خودت و خداوند...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قرار نبود اینها را بنویسم. اما صبح که اومدم و به وبلاگ  دوستانم سر زدم  در بعضی از نوشته ها

درد عمیقی را دیدم  و دلم گرفت.

 دردهای ما مال ما هستند . گاهی دلداری بی فایده ست. اصلا" بعضی وقتادلداری دادن دیگران

اعصاب خوردکن تر از خود درد میشه.  قصد دلداری دادن نداشتم . فقط خواستم بیاد خودم و بقیه

بیارم که غمها هم درست مثل شادیها هدیه خداوند هستند.شاید فقط لازم باشه دقیقتر نگاه کنیم .

به قول اخوان ثالث:

 

غم نیز چون شادی برای خود خدایی، عالمی دارد

پس زنده باشد مثل شادی ،غم

ما دوستدار سایه های تیره هم هستیم

و مثل عاشق ،مثل پروانه

اهل نماز شعله و شبنم...

 

تا بعد ...

ساحل |