تبليغاتX
شب آفتابی

شب آفتابی

 

نگو کفر است!

نمی خواهم خدایم بیکران باشد

نمی خواهم عظیم و قادر و رحمان

نمی خواهم که باشد اینچنین اکبر !

خدا را لمس باید کرد.

نگو کفر است!

خدا را می توان در باوری جا داد

که در احساس و ایمان غوطه ور باشد.

خدا را می توان بویید

خدا را می توان بوسید

و این احساس شیرین است....

 

پ.ن:

خسته از غر زدنهای مداوم... خواستم حرفی بزنم که بدانی هستم.

آمدم اینجا تا بیاد بیاورم عطر دوستیهایی که بود و هست.

راستی...

برای مادرم کمی دعا می کنی؟

 

 

+  هفتم آبان 1390    ساحل  | 

 

 

روزگار  خیلی آشفته است مگه نه؟

 

توضیحی ندارم . فقط همین ! میدونم که با تمام وجود درک می کنی  چی میگم.

دلیلی نداره شاخ و برگش بدم. آشفتگی و هرج و مرج که شاخ و دم نداره . داره ؟

 

 

 

+  شانزدهم تیر 1390    ساحل  | 

 

هر چیز به وقتش اتفاق خواهد افتاد.

بیهوده  شتاب نمی کنم

نه ....

 من سبک و نرم گام بر میدارم

و تا مقصد به گمانم راهی نمانده است

بگذار تا فرصتی هست  ریه هایم را از هوای مسموم این حوالی پر کنم

هوای این زمین  اشتیاق مرا به بازگشت می سوزاند

ومن با شوق  هرگز نیامدن عمیق تر نفس می کشم

 

به مقصد راهی نمانده است

از تو دور می شوم

پیش ازآنکه چشمهایت را باز کنی

و پیش از آنکه نام مرا بخوانی

و پیش از آنکه دستهایت در بستري سرد

گرمای تنم را جستجو کند

از تو دور خواهم شد...

 

راستی!

لای کتاب کهنه را باز کن

آنجا برایت نامه ای نگذاشته ام

فقط قلبی کشیده ام

که نیمه کاره مانده است

 

باید بروم

تا رسیدن  راهی نمانده است ...

تا چشمهایت را باز کنی

من به نبودن رسیده ام !

 

 

+  بیست و ششم خرداد 1390    ساحل  | 

 

۱.اومدم وبلاگ را باز کردم و کلی خوشحال شدم .چون توسن و امیر اشکان دوباره برگشتند.

و این یعنی ف ی ل ت ر  کردن جواب نمیده داداش ! برو یه فکر اساسی تر کن .

برای کسانی که می اندیشند قفس افسانه ای بیش نیست ....

 

۲.درگیرم . مثل همیشه . البته اینبار با کسی درگیرم که در حالی که از آزار و اذیتش

به تنگ اومدم ، دلم هم براش می سوزه . یک موجود احمق قابل ترحم. انسانی که

از حق و حقوقش آگاه نیست ، فقط با دست خالی میخواد بجنگه با من .

منی که اهل جنگ نیستم  و فقط سعی می کنم از خودم دفاع کنم  اما همین دفاع کردن

هم باعث زخمی شدن و نابودی این موجود حقیر میشه .

تا حالا اینجوری درگیر بودید ؟

۳.به نظرم  خدا این روزها  تب کرده و بی حوصله شده .شایدم از بس صداش کردیم

دکمه ی mute کنترلش را زده تا دیگه صدامونو نشنوه و احتمالا" دستگاه را گذاشته رو

دور تند تا فیلم ما  زودتر تموم بشه . امروز واقعا سوم خرداد ماهه؟ یعنی به این زودی

دو ماه از سال گذشت؟

4.  حرف س ی ا س ی نمیزنم . چون فعلا" خودم درگیر آجان و آجان کشی هستم...

5.مهم نیست که تمام مناسبتهای ما در این کشور بیشتر جهت خود فریبی

یا عوام فریبی شده.

                   هر روز روز زن و هر روز روز مادر است.

                                مبارک باشد این روز.

 

 

+  سوم خرداد 1390    ساحل  |